الفيض الكاشاني
92
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
حسن تدبير او نسبت به آنها بوده است . وظيفهء دوست آن است كه چون از غفلت باز گردد بى درنگ رو به سوى محبوب خود آورد و به پوزش و پرسش بپردازد و بگويد : پروردگارا ! به سبب چه گناهى احسانت را از من دريغ داشتهاى و مرا از پيشگاه خود راندهاى ، و به نفس خود مشغول و به پيروى از شيطان واداشتهاى ؟ او بدين طريق صفاى ذكر و رقّت دل پيدا مىكند و همين حالت كفّاره و سبب محو غفلتى است كه در سابق از او سر زده است ، و اين لغزش زبانى موجب تجدّد و تازگى ذكر و صفاى دل او مىشود . هرگاه محبّ جز محبوب را نبيند و همه چيز را از او بداند هرگز دچار اندوه نمىشود و شكايت نمىكند و همه چيز را با رضا تلقّى مىكند و مىداند كه محبوب جز آنچه را كه خير او در آن است براى او تقدير نكرده است ، و قول خداوند را به ياد مىآورد كه فرموده است : عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ « 1 » . از نشانههاى ديگر آن كه به طاعت آسايش يابد و بر او سنگينى نكند و بدان وسيله رنج از او دور شود ؛ براى اينها نمونهها و مثالهايى موجود و مشهود است ؛ چه عاشق سعى در راه معشوق را گران نمىشمارد و دلش به خدمت او لذّت مىبرد هر چند بر بدنش مشقّت بار باشد ؛ و هرگاه تنش از اداى خدمت ناتوان شود بزرگترين آرزويش آن است كه دوباره قدرت يابد و عجز و ناتوانى از او بر طرف گردد تا به خدمت او مشغول شود . آرى محبّت خدا چنين است ، زيرا هر محبّتى بر دل چيرگى يابد ناچار محبّتهاى پايينتر از خود را مقهور و از صحنهء دل بيرون مىكند . لذا كسى كه چيزى در نزد او محبوبتر از تن آسانى باشد براى خدمت به آن تن آسانى را رها مىكند ، و اگر چيزى در نزد او محبوبتر از مال باشد در راه محبّت آن از مال چشم مىپوشد . به يكى از محبّان كه توان و مال خود را بذل كرده بود ، تا به حدّى كه چيزى برايش باقى نمانده بود گفته شد : سبب اين حال تو در طريق دوستى چه بوده است ؟ پاسخ داد : شنيدم روزى محبّى بر محبوبش دست يافته بود و به او مىگفت : به خدا سوگند من با تمام قلبم تو را دوست مىدارم و تو با تمام رخسار از من روى مىگردانى . محبوب به او گفت : اگر تو مرا دوست مىدارى چه چيزى را برايم خرج مىكنى ، پاسخ داد : اى مولاى من هر چه دارم ملك تو مىكنم سپس روحم را برايت خرج مىكنم تا هلاك شود ، من گفتم : اين محبّت مخلوقى نسبت به مخلوقى و بندهاى درباره بندهاى است پس محبّت بنده نسبت به معبود بايد چگونه باشد و حال آن كه همهء اينها به سبب اوست .
--> ( 1 ) بقره / 216 : چه بسا از چيزى كراهت داريد و خير شما در آن است .